تبليغاتX
فن آوری کلام
تکنولوژی- هنگامي كه انقلاب ديجيتال در سال 2012 به وقوع بپيوندد، استفاده از تلويزيون‌هاي آنالوگ هم مانند استفاده از تلگراف منسوخ مي‌شود

هر چند عمر اختراع تلويزيون به يك قرن  نمي‌رسد اما سرعت ابداع و نو‌آوري در اين زمينه بسيار زياد بوده است. درواقع  رشد فناوري،  تلويزيون‌هاي سياه و سفيد درون جعبه‌هاي چوبي را به روي ميز منتقل كرد، به تصاوير جعبه جادو رنگ داد و دست آخر هم آنها را مانند تابلو به ديوار  چسباند.

اين در حالي است كه تا همين چند سال پيش كه خريدن تلويزيون‌هاي بزرگ مد شده بود ، فضاي قابل توجهي از خانه در انحصار تلويزيون  قرار مي‌گرفت. اما تلويزيون‌هاي جديد واقعا به اندازه يك تابلوي ديواري فضا اشغال مي‌كنند و اين ويژگي باب دندان زندگي آپارتمان نشيني است.

تلويزيون‌هاي جديد كه به ال سي‌دي  معروف هستند، علاوه بر نازكي، ارجحيت ديگري نيز نسبت به تلويزيون‌هاي آنالوگ دارند و آن كيفيت و شفافيت تصوير است. اين تلويزيون‌ها معمولا  پايه اي دارند كه روي آن قرار مي‌گيرند اما امكان نصب آنها روي ديوار هم وجود دارد و  البته بايد توجه داشت كه به خوبي روي ديوار محكم شوند.با وجود اين برتري‌ها، قيمت اين تلويزيون‌ها نسبت به نوع آنالوگ  بيشتر است.

در هنگام خريد اين تلويزيون‌ها بايد به تناسب فضاي خانه و اندازه تلويزيون توجه كرد. هرچند ديدن تصاوير در تلويزيون‌هاي بزرگ‌تر جذاب‌تر به نظر مي‌رسد اما خريداري يك تلويزيون 60 اينچي براي يك آپارتمان 40 متري كه فاصله بيننده تا تلويزيون به 2 متر هم  نمي‌رسد، چندان منطقي به نظر نمي‌رسد.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 17:1  توسط salvia  | 

روابط‌ عمومی- دكتريونس شكرخواه:
بعضي‌ها خيال مي‌كنند؛ روابط عمومي تشكيلاتي بسيار بزرگ و عريض و طويل است كه به اندازه  يك چاپخانه  بزرگ به نيرو نياز دارد؛

بعضي‌ها هم هستند كه گمان مي‌كنند روابط عمومي يك چيز لوس و تشريفاتي است كه به هيچ دردي نمي‌خورد و حتي يك نفر هم براي اين‌كار زياد است. شما بين چاپخانه‌داران يا ليتوگرافي از اين حرف‌ها نشنيده‌ايد؟

تازه آن‌هايي هم كه به داشتن روابط عمومي باور دارند؛ بيشتر فكر مي‌كنند كه كار روابط عمومي پذيرايي از ميهمانان و يا چسباندن عكس و تزيين در و ديوار  است.

اين عده حتي نقش تبليغاتگري محض را هم براي روابط عمومي – كه آن هم برداشتي غلط از روابط عمومي است- قائل نيستند. جالب اينجاست كه احساس نياز به داشتن روابط عمومي در بين چاپخانه داران يا ليتوگرافان و صحافان مي‌تواند بسيار پايين‌تر از ساير حرفه‌ها باشد؛ علت اين امر اين است كه آن‌ها خيال مي‌كنند چون خودشان و يا همكارانشان به  چاپخانه و ساير ابزارهاي  نشر دسترسي دارند هر وقت اراده كنند مي‌توانند با چاپ چيزهايي دست به تبليغات بزنند و همه مسائل خود را حل كنند و بنابراين به روابط عمومي چه نيازي دارند.

اما نكته جالب درباره اين جمع اين است كه هر وقت از كارو بارشان بپرسي؛ راست يا دروغ از كسادي كسب و كار و بازار حرف مي‌زنند و همين اظهارات خودش خواسته و ناخواسته؛ نوعي اعتراف است به نداشتن روابط مناسب دروني در محل كار و نداشتن روابط عمومي مناسب در محيط عمومي ارتباطي و حرفه‌اي.

بد نيست بدانيد كه با توجه به تجارب گسترده‌اي كه در عرصه روابط عمومي در سطح جهاني به دست آمده است؛ روابط عمومي را در چهار عرصه معنا مي‌كنند:

- عرصه شناسايي روابط موجود
- عرصه ارزيابي روابط
- عرصه طراحي سياست‌ها براي بهبود روابط
- عرصه اجراي سياست‌ها

اجازه بدهيد اين چهار عرصه را كمي بازتر كنيم و ببينيم درون هر يك از اين عرصه‌ها چه عواملي مطرح است

1. شناسايي روابط موجود

واقعيت اين امر اين است كه روابط عممومي الزاما مفهومي مرتبط با محيط بيروني يك فرد يا نهاد نيست؛ بلكه شالوده‌اش  در نخستين مرحله مرتبط با روابط موجود دروني است و درك دقيق و صحيح همين روابط و مناسبات دروني است كه لولاهاي ارتباطات و روابط بيروني را شكل مي‌دهد.

در اين مرحله اول في‌المثل همه اعضاي  يك چاپخانه مي‌توانند عضو روابط عمومي مجموعه باشند. - كه به مثابه نهاد در اين مرحله حتي وجود خارجي هم ندارد- به ديگر زبان؛ همه اعضاي چاپخانه مفروض ما وظيفه دارند به يك درك دقيق از جايگاه خود و ديگراني كه در چاپخانه كار مي كنند برسند.

به عبارت بهتر همه در اين مرحله بايد در رسيدن به تصويري دقيق از گردش كار كل مجموعه كمك كرده و نقش‌هاي كليدي و غيركليدي يكديگر را شناسايي كنند و بدانند يكايكشان چه ضعف‌ها و قوت‌هايي دارند.

درك اين ضعف و قوت‌ها واقعا براي زندگي اقتصادي مجموعه ضرورت دارد چون پايه بازاريابي همين است و به ديگران كمك مي‌كند تا بدانند چطور و در چه بخش‌هايي مي‌توانند با خيال راحت با شما ارتباط برقرار كرده و قطعا هم پاسخ بگيرند. شما نبايد وانمود كنيد كه هر كاري از شما برمي‌آيد.

اين نوع برخوردها هم خودتان را متوهم مي‌كند و هم مشتريانتان را و اساسا با اصل شفافيت در برقراري ارتباط مغاير است.

2. ارزيابي روابط

شناسايي مناسبات و روابط موجود، شناسايي همه اجزاي سيستم مشتمل بر همه انسان‌ها و ابزارهاي درون مجموعه شماست با همه ضعف‌ها و قوت‌هايشان.

اما شما به عنوان مدير يك چاپخانه دقيقا در جايگاه سرمربي يك تيم كشتي هستيد كه نه تنها بايد از همه اعضاي تيم خود از نظر روحيات، توان جسمي، فوت و فن‌هايشان؛ ضعف‌ها و قوت‌هايشان اطلاع داشته باشيد و بدانيد مثلا كداميك از آنها زيرگير است؛ كدام يك كنده‌ كار است؛ كداميك بر فن سالتو مسلط است و ....... بلكه بايد از رقيبان تيم خودتان هم اطلاعات دقيق داشته باشيد؛ تا بتوانيد از رقابت‌ها سربلند خارج شويد.

فرضا اگر بدانيد يك عضو تيم رقيب شما با گارد باز كشتي مي‌گيرد؛ حتما به عضو تيم‌تان كه حريف اوست و در ضمن زيرگيري قوي هم هست توصيه خواهيد كرد كه مدام از رقيب زيرگيري كند تا امتيازات بيشتري جمع كند. قبول داريد كه داشتن اطلاعات دقيق از رقيب چقدر مي‌تواند مهم باشد؟

اما واقعيت اين است كه ارزيابي روابط دروني مجموعه شما دومين مرحله‌اي است كه در پي مرحله اول يا همان شناسايي روابط بايد در دستور كارتان قرار گيرد. ارزيابي شما از روابط دروني چاپخانه يا ليتوگرافي يا صحافي‌تان چيست؟ آيا قوت‌هاي برخي از اعضاي مجموعه‌تان قابل انتقال به ديگران هست؟

ضعف‌هاي بعضي‌ها چطور؟ آيا ضعف‌هاي بعضي‌ها مي‌تواند دامن ديگران را هم بگيرد؟ آيا مي‌شود با برخي جابجايي‌هاي احتمالي مجموعه‌هايي مكمل ايجاد كرد؟

3. طراحي سياست‌ها براي بهبود روابط

آيا چرخ‌هاي مجموعه شما با آموزش؛ روان‌تر خواهد چرخيد؟  آيا اگر مجموعه شما در برابر يك جريان دائمي از گردش اطلاعات تخصصي قرار بگيرد؛ كاراتر خواهد شد؟ (مثلا مشترك مجله صنعت چاپ شوند!؟).

چاپخانه يا ليتوگرافي يا صحافي رقيب شما چطور سفارش مي‌گيرد؟ چرا رقبا ماشين آلات تازه خريده‌اند؟ چرا شما بايد نوسازي كنيد و يا چرا نبايد نوسازي بكنيد؟

بالاخره شما  در مرحله اول به شناسايي روابط  و مناسبات دروني مجموعه و در مرحله دوم به ارزيابي آن روابط و مناسبات نشستيد؛ اما حالا پاي مرحله سوم درميان است؛ پاي مرحله‌اي كه بايد سياست سازي كنيد تا روابط و مناسبات موجود در مجموعه‌تان را ارتقا دهيد. مرحله مهم و سرنوشت‌سازي است؛ اينطور نيست؟

آيا فكر مي‌كنيد از پس اين كار بر مي‌آئيد؟ آيا با كمك همه اعضاي مجموعه‌تان مي‌توانيد سياست‌هايي را براي ارتقاي و بهبود روابط  مجوعه آن هم در مسير رقابت با ديگران و سبقت گرفتن از آنان طراحي كنيد؟ يا شايد هم به اين نقطه رسيده‌ايد كه عده‌اي ديگر بايد چنين سياست‌هايي را براي ارائه به مديريت مجموعه تهيه كنند. (روابط عمومي!؟).

4. عرصه اجراي سياست‌ها

فرض كنيم حالا سياست‌ها را در اختيار داريد. چطور مي‌خواهيد آن‌ها را اجرا كنيد؟ خودتان دوباره آستين‌هايتان را بالا خواهيد زد؟ (روابط عمومي!؟).

عده‌اي متاسفانه اجراي سياست‌ها را مترادف با تبليغات مي‌دانند. اما باور كنيد همه موضوع اين نيست و اگر فرصتي دوباره دست داد مي‌توان به اين موضوع بيشتر پرداخت. فط فعلا به همن حد بسنده كنم كه عصر تبليغات براي روابط عمومي (غلبه دادن همه چيز سازمان بر مشتريان)  به سر آمده و عصر ارتباط مبتني بر شفافيت (گفتگو با مشتري) آغاز شده است.

حتي اگر اجراي سياست‌هايتان براي خودتان با تبليغ مترادف است فراموش نكنيد كه تبليغ فقط چسباندن پوستري با شعاري پر زرق و برق  بر شيشه يا سر در چاپخانه نيست. شايد اصلا لازم نباشد چيزي چاپ كنيم.

مثلا در نظر بگيريد چاپخانه‌اي را كه از سيستم ميلينگ (Mailing) در چاپ برخوردار باشد و به عقلش نرسد صاحبان آگهي‌ها و يا آژانس‌هاي تبليغاتي را صدا بزند و به آن‌ها بگويد كه چطور مي‌تواند آگهي آنها را نه در كل تيراژ يك روزنامه؛ بلكه تنها براي منطقه مورد نظرشان چاپ كند و به اين ترتيب هم كارشان ارزانتر تمام شود و هم امكان بازاريابي دقيق را به آن‌ها بدهد.

آيا خودتان از همه روش‌هاي تبليغ اطلاع داريد؟ (روابط عمومي!؟). آيا مي‌دانيد تبليغات ضعيف مي‌‌تواند چنان ضربه‌اي به شما بزند كه در صورت عدم تبليغ با آن مواجه نخواهيد شد؟ (روابط عمومي!؟).

آيا اصلا مي دانيد در تبليغ چه بايد نوشت؟ آيا تبليغات شما مبتني بر انجام يك بازار پژوهشي است؟ آيا از بازار پژوهي و روش‌هايش اطلاع داريد؟ (روابط عمومي!؟). آيا مي‌دانيدكه تبليغات شما بايد به اين سؤال مشتري كه "به چه درد من مي‌‌خورد؟" جواب بدهد؟

يادآوري كنم كه روش‌هاي تبليغ بسيار است: بروشور، تبليغات پستي، ايميل، مجلات، خبرنامه، روزنامه‌هاي عمده محلي، روزنامه‌هاي كاملاً محلي،گروه‌هاي بحث انلاين و اتاق‌هاي گفت‌وگو، پوسترها و تابلوهاي اعلانات، تبليغات راديويي – تلويزيوني، انترنت (صفحات وب يا راه‌اندازي وب سايت)، راهنماي تلفن مشاغل، فعاليت تبليغي از طريق رسانه‌ها (خبرنگاران، گزارشگران و غيره)، پوشه‌ حاوي اطلاعات شغلي، بيانيه‌هاي خبري، گزارش‌هاي ساليانه، همكاري يا بازسازي استراتژيك، شبكه‌سازي، ارتباط با طرف‌هاي اصلي و......

آيا بر همه اين فنون و روش‌ها تسلط داريد؟ اگر پاسخ شما بله است، پيشنهاد مي‌كنم چاپخانه‌‌تان زا رها كنيد برويد روابط  عمومي درس بدهيد يا يك آژانس تبليغاتي باز كنيد مطمئن باشيد درآمدتان بيشتر از درآمد  چاپخانه‌تان خواهد شد!

بامزه اينجاست كه برخي از اهالي چاپ اصلي‌ترين راه برون رفت از همه مخمصه‌ها را ايجاد وب سايت مي‌دانند. اما با توجه به آنچه مطرح شد؛ روابط عمومي يك رسانه جمعي نيست؛ بلكه از رسانه‌ها و رسانه‌هاي جمعي (چاپي، الكترونيك و ديجيتال) استفاده مي‌كند تا بتواند سياست‌هايش را اجرا كند.

پس به همين سبب روابط عمومي ديجيتال و به عبارت بهتر آنلاين شدن روابط عمومي - كه برخي هم صرفا آنرا به حد راه اندازي يك وب سايت تقليل مي‌دهند - بي‌آنكه چهار عرصه مورد بحث را طي‌كرده باشد، چيزي جز گرفتاري بيشتر در بر نخواهد داشت.

علت امر اين است كه آنلاين شدن، نور انداختن بر همه چيزهايي است كه تا ديروز در تاريكي بوده و حالا پيش چشم همه قرار گرفته است. بگذاريد اينطور مطرح كنيم كه  در مرحله آنلاين نبودن فقط در و همسايه شما را مي‌ديدند؛ اما در مرحله  آنلاين شدن دنيا به تماشاي شما مي‌ايستد و چقدر بد مي شود كه در چنين لحظاتي شما از سر و وضع مناسبي برخوردار نباشيد.

برگرديم به نقطه اول:

بالاخره روابط عمومي مي‌خواهيد يانه؟ پاسخ اين پرسش را به خودتان بدهيد؟ به نظر مي‌رسد شايد دو مرحله از چهار مرحله پيش گفته حتي بدون روابط عمومي هم بتواند در دستور كار قرار گيرد تا راندمان كارها را بالاتر بياورد. منظورم دو مرحله شناسايي روابط موجود و ارزيابي روابط است؛ اما براي مراحل بعد به سامان يافته‌تر و نهادي‌تر نياز داريد. البته توصيه من طي هرچهار مرحله با همين وضعيت است.

اين را هم اضافه كنم كه يك چاپخانه يا ليتوگرافي يا صحافي يا هر فعاليت ديگري به صرف راه انداختن وب سايت يا به عبارتي با  ورود به  وادي ديجيتاليسم و رفتار آنلاين، الزاما نه تنها جواب نمي‌گيرد؛ بلكه ممكن است با گرفتاري‌هاي بيشتري هم مواجه شود.

در واقع وب سايت اگر بعد از طي كردن دقيق چهار عرصه فوق صورت گيرد؛ معناي ويژه‌اي به خودنمي‌گيرد و به طرزي گسترده بر جنبه فرامحيطي كار.

اجازه بدهيد تاكيد هميشگي‌ام را اينجا هم تكرار كنم كه روابط عمومي آنلاين؛ تكنيك نيست، فلسفه است. 

براي توضيح بيشتر در اين باره بايد به گفته بيفزايم كه آنلاين شدن روابط عمومي آنرا از حالت يك رابطه عمودي يك سويه (از جنس ارتباط جمعي) به حالت رابطه افقي دو سويه (از جنس ارتباط چهره به چهره) مي‌كشاند و اين اتفاق چيزي نيست چيز داشتن آمادگي براي ارتباط شفاف و افقي با مشتري  و  قرار داشتن در حالت دائمي پاسخگويي به مشتري و محيط. و اين امكان‌پذير نخواهد شد مگر آنكه از چهار مرحله مورد بحث درك درستي داشته باشيم.

به هر صورت همانگونه كه ديديد روابط عمومي عمدتا افزودن به ساختار سازماني و گسترده تر ساختن آن نيست؛ بلكه داشتن درك درست از روابط درون مجموعه، داشتن ارزيابي صحيح از اين روابط براي ارتقاي آن، طراحي سياست و بالاخره اجراي سياست است.

اين قاعده براي همه سازمان‌هاي كاري از كوچك و بزرگ جاري و ساري است. شما به چنين نگاهي نياز داريد خواه چند سيلك‌كار باشيد كه در پاركينگي به كار مشغول هستيد و خواه همن حالا به شما بگويند مدير چاپخانه افست در تهران شده‌ايد و يا مدير نمايشگاه دروپاي 2008.

ما كه بخيل نيستيم هر كجا كه هستيد انشاالله موفق باشيد و ايام عزت مستدام.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:41  توسط salvia  | 

دبير انجمن فرهنگي روابط عمومي استان اصفهان گفت: روابط عمومي‌هاي ادارات و نهادهاي مختلف به رسالت اصلي خود كه اطلاع‌رساني و برقراري ارتباط دو جانبه ميان نهادها و جامعه است، عمل نمي‌كنند.
حميدرضا غزنوي طي نشست تخصصي در سومين نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاري‌هاي استان اصفهان افزود: متاسفانه روابط عمومي ادارات و نهادهاي دولتي، مسائل موجود در جامعه را به صورت صحيح و درست به مديران ارشد اجرايي در سازمان‌ها انتقال نمي‌دهند و به همين جهت، مديران نيز نمي‌توانند نيازسنجي دقيقي از شرايط اجتماعي داشته باشند.

((آرمان روابط عمومی))

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 19:7  توسط salvia  | 

تاثير رسانه‌هاي جديد در رسانه نگاري يا ژورناليسم چالش پيش روي جامعه رسانه‌اي ماست. آيا اين رسانه‌ها اساسا ژورناليسم را به نابودي مي‌كشند يا آيا با وبلاگ، هر كس يك روزنامه‌نگار است؟ و پرسش‌هاي بسياري از اين دست وجود دارد...

به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نويسنده وبلاگ"رسانه‌نگاري و مديريت رسانه" به نشاني http://www.mediamanagement.ir در نقل قولي از نظر ربكا بلاد آورده است: "در واقع چنين نيست. اگر من به يک مقاله خبري گزارش شده توسط فرد ديگري لينک شوم و نظرم را درباره آن بيان کنم کار روزنامه‌نگاري انجام نداده‌ام، من در حال انجام کاري شبيه کار آب سرد‌کن بوده‌ام. هنگامي که براي اظهارنظر درباره موضوعي به جستجوي اطلاعات تکميلي در شبکه مي‌پردازم، با تحقيق سر و کار دارم نه با روزنامه‌نگاري.

ممکن است گزارشگران هنگام نوشتن به همين شکل به تحقيق بپردازند، اما تحقيق به تنهايي يک فعاليت روزنامه‌نگاري محسوب نمي‌شود. وبلاگ‌نويسان ممکن است اظهار نظرات خوانندگان را به عنوان منبع اطلاعات درباره موضوعي که آن را در وبلاگ ثبت کرده‌اند در نظر بگيرند اما اين اظهار نظرات حکم نامه‌هايي را دارند که سردبير يک روزنامه دريافت مي‌کند و گزارش محسوب نمي‌شوند.

از نظر من گسترش وسيع وبلاگ‌ها به معناي برخاستن نخستين موج در عصر انتشار مطالب شخصي به صورت آنلاين است. همچنان که نرم‌افزار وبلاگ به سوي نرم‌افزار مديريت محتوا و مضمون اطلاعات تکامل مي‌يابد، بايد منتظر افزايش قريب‌الوقوع سايت‌هاي انتشار آنلاين اطلاعات بود که بسياري از آن‌ها به جاي آنکه مرتبا به روز شوند، گاه و بيگاه به روز خواهند شد. چنانچه اين سايت‌هاي انتشار اطلاعات از وبلاگ‌ها استفاده کنند، اين وبلاگ‌ها بيشتر به عنوان فهرستي مشروح از مطالب خواهند بود تا آنکه مرکز و کانون سايت محسوب شوند.

گزارشگري آماتور با توجه به گسترش دستگاه‌هاي موبايل که مي‌توانند متن و عکس را مستقيما در سايت ثبت کنند، بيش از پيش فراگير خواهد شد. استفاده از تلفن همراه گسترش خواهد يافت، هر چند بخش اندکي از اطلاعات به دست آمده توسط آن ها به صورت وسيع استفاده خواهد شد که تا حدي به خاطر حجم انبوه اطلاعات به دست آمده از طريق آن‌هاست. چنين اطلاعاتي تنها در صورتي به صورت وسيع منتشر مي‌شوند که همانند فيلم ويديويي ضرب و شتم رادني کينگ و حوادث پس از آن مهم باشند.

وبلاگ‌ها بدون هيچ ترديدي در روزنامه‌نگاري مورد استفاده قرار خواهند گرفت، اما بيشتر وبلاگ‌نويسان همچنان رويه‌اي کاملا متفاوت با روزنامه‌نگاران خواهند داشت. استفاده از معيارهاي روزنامه‌نگاري براي وبلاگ‌نويساني که وقت کافي يا منابع لازم را براي ارائه گزارش‌هاي خبري در اختيار ندارند، غير واقع‌بينانه است. من در کتابم، با عنوان «راهنماي وبلاگ» آگاهانه استفاده وبلاگ‌نويسان را از معيارهاي روزنامه‌نگاري که شامل بي‌طرفي و دقت است - به جاي حفظ شفافيت کار خود (که معيار اخلاقي وبلاگ نويسي است) - رد کرده‌ام.

ما به عنوان دست‌اندرکاران رسانه‌هاي گروهي با فعاليت در عرصه حيطه‌هايي خارج از رسانه‌هاي غالب و مسلط ، قدرتمندتر و کارآمدتر خواهيم شد. بهتر است به جاي آنکه تلاش کنيم اهداف موسسه متبوع خودمان را منعکس کنيم، براي تحليل و تکميل گزارش‌هايمان تلاش کنيم."

((منبع:ایسنا))

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 11:48  توسط salvia  | 

خانواده ، یک گروه پویا ست. گروه تنها مجموعه ای ازافرادنیست ، بلکه نشان دهنده نوع وشکل روابط میان اعضای آن نیز هست. گروه را می توان مجموعه ای ازافراد دانست که با برقراری ارتباط با یکدیگر و انجام کار وفعالیت مشترک ، هدف مشترکی را نیز دنبال می کنند (بورمان، 1969، به نقل از فرهنگی ،1382). درتقسیم بندی گروه ها ، خانواده را می توان جزو گروه های کوچک به حساب آورد که با اندکی تفاوت ، ازقوانین گروههای بزرگ تبعیت می کنند. ازمهمترین قواعد این گروهها تحولی بودن آنهاست.

((منبع:روزنامه آرمان روابط عمومی به تاریخ یک شنبه۲۵فروردین۸۷)) 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 7:47  توسط salvia  | 

استفاده از تحليل اختلاف و منازعه و طرح‏هاي تركيبي مي‏تواند باعث افزايش توان مديران شود و زمينه را براي تبديل آنان به عنوان بخشي از گروه تصميم گيرنده سازمان فراهم آورد. يكي از نتايج اين مطالعه اين است كه اگر روابط عمومي از تجربه كافي در بهره‏گيري از «الگوي متقارن جديد» حاوي تاكتيك‏هاي تحليل اختلاف و منازعه برخوردار باشد، به بخشي از ائتلاف حاكم تبديل خواهد شد. نتيجه بعدي اينكه، مديريت ارشد به شكل مستقيم بر نحوه عملكرد روابط عمومي در اجراي برنامه‏هاي مطابق با منافع سازمان در قالب »الگوي تركيبي دو سويه« تأثير مي‏گذارد.
هدف اوليه اين مطالعه شناخت اين نكته بود كه مديران روابط عمومي چگونه از سازمانها قدرت به دست مي‏آورند. الحاق روابط عمومي در ائتلاف حاكم سازمان نسبت به حرفه روابط عمومي شايد مهم‏تر از هر گونه معيار ديگري در خصوص پيشرفت حرفه‏اي روابط عمومي باشد. بروم و دوزير(1986) و درجه اهميت آن تا حدي پيش رفته است كه صحت و درستي كار دست‏اندركاران روابط عمومي بدون توجه به نحوه عملكرد آن با توجه به ارتباط روابط عمومي با »ائتلاف حاكم« بر سازمان سنجيده مي‏شود. اگر اينگونه ادعاهاي دانشمندان مذكور و ساير انديشه‏مندان از زير بناي برخوردار باشد، بي‏ترديد تشريح و تعيين رابطه بين تحليل اختلاف و منازعه و روابط عمومي در يك سازمان خصوصاً اينكه چگونه دست‏اندركاران مي‏توانند به بخشي از ائتلاف حاكم تبديل شوند، به نظر مهم مي‏آيد.
تحليل اختلاف و منازعه مي‏تواند قدرت مديران روابط عمومي را به گونه‏اي افزايش دهد كه به بخش تأثيرگذار روند ارتباطات در مديريت گروه تصميم گيرنده يا ائتلاف حاكم در سازمان تبديل شوند. در اينجا اينگونه استدلال مي‏شود كه روش‏هاي حل اختلاف در «الگوي متقارن جديد» «جي. ايي. گرونيگ» به عنوان فعاليت‏هاي دوسويه روابط عمومي مورد استفاده قرار مي‏گيرند. )»دوزير»، «ال. اي. گروينگ» و «جي. ايي. گرونيگ» - 1995) ارتباطات نقطه اتصال ارتباطات دروني با اثرات متقابل بين سازمان و گروههاي اجتماعي مرتبط با سازمان، به همراه وضعيت يا موقعيتي است كه در آن منازعه اجتناب ناپذير است، )كوزر(1956 - (7؛ فولت (1940 -(8؛ ففر(9) و سالانكيك (1987 -(10)
تعداد اندكي از انديشه‏مندان و كارشناسان روابط عمومي رابطه بين روابط عمومي و منازعه اجتناب ناپذير بين سازمان و گروههاي اجتماعي را مورد بررسي و مطالعه قرار داده‏اند. «گوسن» و «شارپ» در سال 1987 روابط عمومي را با توجه به فعاليت و عملكرد آن به مثابه مديريت كنترل منازعه با هدف پيدا كردن راه حل مناسب نگريسته‏اند.
«الينگ» (1985و1984)، «لاوزن» در سال 1986 و «مورفي» در سال 1991 محققاني هستند كه اين رابطه را به شكلي مستقيم مورد آزمايش قرار دادند. «الينگ» نظريه مديريت روابط عمومي را مبتني بر وجوه برگرفته از »نظريه تصميم‏گيري«، »نظريه بازي« و »نظريه منازعه اجتناب‏ناپذير« ارائه داده است. «مورفي» در تشريح نظريه بازي، آن را همچون دانش تحليل اختلاف و منازعه مورد توجه قرار مي‏دهد. او بحث تقارن را ضروري مي‏دانست، هر چند كه از مركزيت و اهميت نظريه نامتقارن هرگز غافل نشد. عملكرد روابط عمومي پيامد الگوهاي مذكور و تركيبي از طرح‏هاي متفاوت است كه در آن هر طرح و هر سو به منافع خاص خود گرايش داشته و با الگوي مشاركتي محدود از انگيزه همكاري دست كم به منظور دستيابي به بعضي از راه‏حل‏هاي مناسب در حل منازعه برخوردار است. (مورفي - 1991)

الگوي جديد
جديدترين الگوي روابط عمومي كه مركب از الگوهاي دوسويه و طرح‏هاي تركيبي است، الگوي متقارن جديد است كه همانند فعاليت‏هاي دوسويه است. )دوزير و سايرين - 1995) اين الگو مبتني بر مطالعات و تحقيقات انجام شده توسط «مورفي» در سال 1991 است كه از نظريه بازي براي آزمايش الگوهاي دوسويه استفاده كرده است. طرح تركيبي بازي او از تاكتيك‏هاي متقارن و نامتقارن بهره مي‏گيرد. او معتقد بود كه طرح او كار روابط عمومي را در دنياي حقيقي بهتر تشريح مي‏كند. بار ديگر در طرح‏هاي تركيبي، سازمانها منافع خاص خود را همگام با پيش‏بيني عكس‏العمل‏هاي گروههاي اجتماعي دنبال مي‏كنند.
«ظريه مزيت» «جي ايي. گرونيگ» و سايرين در سال 1991 مؤيد اين نكته بود كه روابط عمومي عالي و برتر از مسير هدايت شده به سوي درگيري و منازعه برخوردار بوده و به استقرار ارتباطات دوسويه بين سازمان و گروههاي اجتماعي مرتبط با آن نيازمند است.) كارنيگستون - 1992)، مطالعه‏اي مرتبط با همين مطالعه در زمينه فعاليت‏هاي حرفه‏اي روابط عمومي اينگونه نتيجه گيري مي‏كند كه در زمينه كارشناسان ارتباطي با تخصص بالا، تئوري‏هاي تحليل اختلاف و منازعه براي رسيدن به نتايج نظريه «بُرديد - بُرديد» كه مديران ارشد سازمانهاي برتر در جستجوي آن هستند، با كمبود مواجه هستيم (كارنيگستون - 1992) اينگونه موارد نمونه مهارتهايي است كه مديريت ارشد براي آنان ارزش قائل شده و مورد حمايت قرار مي‏دهند ممكن است به سوي اعضا در ائتلاف حاكم براي مدير روابط عمومي هدايت كنند.
استفاده از منازعه به عنوان يك مبناي نظري براي رفع مشكلات روابط عمومي، موضوع تازه‏اي نيست. «الينگ - 1984؛ گوسن و شارپ - 1987؛ برادران گرونيگ - 1992؛ هيك سان (1976) ؛ پاوليك(1987)؛ پراير- ميلر(1989) در تجزيه و تحليلي كه اخيراً در خصوص مقالات منتشر شده در «مجله روابط عمومي» از سال 1980 تا 1989 در مورد فعاليت روابط عمومي شركت‏ها صورت گرفت، 45 مورد را كه با منازعه و برخورد مرتبط بود، كشف شد. موضوعات كليدي كه هم به شركت مربوط مي‏شد و هم به مشتري، مرتبط با جريان ارتباطات، مسائل مالي و تغييرات پيچيده، به شناخت فعاليت‏ها و وظايف همديگر مي‏پرداخت.
به نظر مي‏رسد مهارت‏هاي ارتباطات كه توسط روابط عمومي گسترش يافته‏اند براي حل منازعه، حياتي هستند، هر چند كه ارتباطات و منازعه ظاهراً مختص سازمانها هستند. دوچ (1973؛ رولف (1987 -. ارتباطات مي‏تواند سبب بروز اختلاف و منازعه شود و عاملي براي درگيري و حل اختلافات باشد هوكر و ويلموت (1991 -اختلاف يا منازعه در ترمهاي ارتباطات مؤيد عدم هماهنگي و سازش است.
تحليل اختلاف يكي از فعاليت‏هاي طبيعي مديران روابط عمومي است، زيرا فعاليت‏هاي ارتباطي روابط عمومي در يك سازمان با فعاليت‏هاي ارتباطي در ساير سازمانها داراي ارتباط دروني است. سازمانها معمولاً در ارتباط با يكديگر با اختلافات و منازعاتي مواجه هستند (رولف - 1987). اگر چه مديران روابط عمومي در راستاي منافع سازمانهاي متبوع فعاليت مي‏كنند، اما ممكن است تشخيص دهند كه سازمانهاي ديگر نيز از حقوقي مشروع برخوردارند كه در روابط خود با سازمانهاي ياد شده بايد به آنها توجه شود.نياز به تحليل اختلاف و منازعه توسط روابط عمومي در تجارت و حوزه سياست‏هاي ملي نيز رو به افزايش است )گوسن و شارپ - 1987). منازعات در بيشتر سازمانها دچار پيچيدگي شده و طبيعتاً موضوعات مورد اختلاف نيز متنوع شده‏اند. پرداختن به اينگونه منازعات باعث ثبات و افزايش توان مشتري در انجام وظيفه موفقيت آميز در محيطي آرام مي‏شود؛ به بيان ديگر نسبت به گذشته سازمانهاي بيشتري از زمينه بالقوه ايجاد اختلاف و منازعه برخوردار شده‏اند. همچنين براي جلب رضايت احزابي كه درگير گفتگو و اختلاف هستند به مهارت‏هاي متفاوتي
ارتباط دروني و تأثيرات متقابل در زمينه‏هاي فعاليت روابط عمومي و تحليل اختلاف و منازعه همانا طرح‏هاي تركيبي است. در طرح‏هاي تركيبي به اولويت منافع سازمان توجه مي‏شود كه حاوي و دربرگيرنده معيار بين ارتباطات دوسويه نامتقارن و ارتباطات دوسويه متقارن در روابط عمومي است.
نياز است. در غير اين صورت اختلافات تا هنگامي كه رفع نشوند، وجود خواهند داشت و زمينه دامن زدن به اينگونه منازعات نيز فراهم مي‏آيد.ريشه«نظريه نقشه» يا طرح، واژه طرحهاي تركيبي است. «شلينگ» اينگونه بيان مي‏كرد كه در گفتگو يا مباحثه به همراه منافع مشترك، اختلاف نظر نيز وجود دارد. يك طرف مي‏تواند با چانه زدن، ايجاد تسهيلات دو جانبه يا با اجتناب از برخوردهاي ناشايست برنده بازي باشد. او اينگونه موارد را نوعي بازي در روند اختلافات سازمانها و مؤسسات در قالب «طرح‏هاي تركيبي» مي‏دانست.
بنابراين، ارتباط دروني و تأثيرات متقابل در زمينه‏هاي فعاليت روابط عمومي و تحليل اختلاف و منازعه همانا طرح‏هاي تركيبي است. در طرح‏هاي تركيبي به اولويت منافع سازمان توجه مي‏شود كه حاوي و دربرگيرنده معيار بين ارتباطات دوسويه نامتقارن و ارتباطات دوسويه متقارن در روابط عمومي است.
اين معيار در زمينه‏هايي كه اينگونه واژه‏ها و هم در تاكتيك‏هايي كه در پائين فهرست آنان آمده است، تشريح مي‏شود: »چانه زدن، گفتگو و تبادل نظر، ميانجيگري، تفاهم نامه، ايجاد تسهيلات، اجتناب از درگيري و رقابت، مباحثه، همكاري و همياري.» در خصوص عملكرد روابط عمومي، در اين مطالعه تلاش شده است تا بين استفاده از طرح‏هاي تركيبي در راستاي رفع مشكلات سازمان و نفوذ به درون ائتلاف حاكم بر سازمان، رابطه‏اي ايجاد شود. دانشمندان امر ارتباطات براي تشريح حركت روابط عمومي به درون ائتلاف حاكم در يك سازمان، نظريه‏هاي ديگري را به همراه نظريه ساختاري، ضرورت محيطي و كنترل قدرت، آزمايش كرده‏اند.

((منبع:روزنامه آرمان روابط عمومی به تاریخ یک شنبه۲۵فروردین۸۷))

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 7:42  توسط salvia  | 

يکي از سئوالاتي که همواره در بين کارگزاران و کارشناسان روابط عمومي مطرح بوده و تاکنون حل نشده، اين است که: «روابط عمومي علم است يا هنر يا تجربه»؟ يعني روابط عمومي بر اثر تجربه به دست مي‌آيد؟ يا جزو ويژگي‌هاي ذاتي فرد است و لذا هنر است؟ يا علمي است که در خانواده، سازمان‌ها و نهادهاي علمي آموخته مي‌شود؟
نويسنده وبلاگ»ارتباطات اجتماعي» نوشته است: بحث حل اين سئوال و يا ارايه يک پاسخ قاطع به اين سئوال مهم نيست، اما بايستي تلاش شود که مولفه‌هاي علمي روابط عمومي تبيين شود. به بياني ديگر مي‌خواهيم بررسي کنيم که اگر روابط عمومي علم است «مولفه هاي روابط عمومي علمي چيست»؟

((منبع:روزنامه آرمان روابط عمومی به تاریخ سه شنبه۲۰فروردین۸۷))

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 22:15  توسط salvia  |